ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

12

مجمع التواريخ ( فارسى )

نهايت استحكام ، و خندقى عريض عميق به ديوار شرقى قلعه اتصال يافته و از ركن غربى ارگ نيز به همين هيئت ديوار متصل به ديوار جنوبى قلعه سرانجام يافته و جانب غربى ارك كه كوه لكه در آن سمت واقع شده مشتمل بر سه ديوار متين و عريض است كه بمحاذات يكديگر بفاصلهء بسيارى كشيده شده چنانچه ما بين هر دو ديوار قلعهء وسيع و عريضى صورت حصول يافته و هر يك از ديوارهاى مذكور غربى از حصار جنوبى قلعه بقلهء كوه لكه اتصال يافته كه از كشيدن حصارهاى مزبوره هفت قلعهء متين مستحكم كه هر يك از ديگرى منفرد و جدا بنهايت متانت موصوف است بهم رسيده و در هر يك از قلاع مذكوره بركه‌ها و آب انبارها كه ساكنين از رهگذر عطش تعب نيابند مهيا شده و آنچه از اقوال مترددين و اهل تحقيق معلوم بر فقير شده به اين نحو است كه قلعهء قندهار مشتمل بر هفت حصار مستحكم و حصين رصين بوده است : اول حصار دور شهر كه آن را شير حاجى نيز گويند . دوم قلعه‌ايكه اهل هند آن را دولت آباد و اهل ايران قلعه بدن ميناميده‌اند . سوم قلعهء مندوى باصطلاح هند . چهارم قلعهء ارگ . پنجم قلعهء فراز كوه قيتول . ششم حصارى كه على مردان خان آن را وضع كرده بود . هفتم قلعهء كوه چهل زينه كه در زمان شاه جهان كه على مردان خان قلعهء قندهار را باهل هند داد حسب الحكم شاه جهان پادشاه قليچ خان قلعه‌دار حصارى بر دور كوه چهل زينه كشيد و اين كوه چهل زينه كوهى است واقع در ما بين شمالى و شرقى قلعهء قندهار و مشرف بر قلعه‌ايكه در زمان بابر پادشاه حسب الحكم سنگتراشان چهل زينه سنگى تراشيده بر سر آن كوه را پيدا كرده بودند و چون آن كوه اشراف زيادى داشت بابر پادشاه عمارتى مختصر بر قلهء آن كوه ساخت و شبهاى ماهتاب برفراز آن كوه رفيع برآمده سير ماهتاب مينمود ، بسبب اشراف آن كوه